باسمه تعالی




alinew2012:استیون هاوکینگ، فیزیکدان نظری انگلیسی در مقالهای که بطور آنلاین منتشر کرده، اینچنین گفته که بجای سیاهچاله در حقیقت «خاکستریچاله» وجود دارد. این ادعا بر پایه ی مقاله ی تازه ی هاوکینگ است که در آن مدعی شده در سیاهچاله “افق رویداد” وجود ندارد.
پرفسور هاوکینگ افق رویداد را یک مرز به شدت آشفته می داند که اجازه ی نشت اطلاعات از درون سیاهچاله را به بیرون می دهد.
به گزارش همشهری آنلاین از پایگاه نیچر، با اینهمه زمانی که این انکار از سوی فیزیکدانی به شهرت استیون هاوکینگ باشد، ارزش توجهکردن پیدا خواهد کرد. این فیزیکدان که خود یکی از پایهگذاران نظریه مدرن سیاهچالهها است، در مقالهای نظریه افق رویداد، مرز نامرئی که سیاهچالهها را در بر گرفته را رد کرده است.
افق رویداد نقطه ای بی بازگشت پیرامون یک سیاهچاله است، جایی که هر چه از آن بگذرد، دیگر راه بازگشتی نخواهد داشت. در نظریه ی نسبیت عام اینشتین، افق رویداد جاییست که فضا و زمان آن چنان توسط گرانش تابیده و پیچیده می شوند که هیچ چیز را یارای گریز از آن نخواهد بود. اگر پای از افق رویداد به آن سو بگذاریم، دیگر تنها می توانیم راهمان را رو به درون پی بگیریم، نه به بیرون. مشکل افق رویداد یکسویه این است که به تناقضی به نام پارادوکس اطلاعات می انجامد.
هاوکینگ در نظریه جدید خود بجای افق رویداد، افق آشکار را جایگزین کرده است، پدیدهای که به صورت موقتی ماده و انرژی را در خود نگه داشته و آنها را به تدریج و در نهایت آشفتگی آزاد میکند. هاوکینگ میگوید در نظریه کلاسیک هیچ راه فراری از چنگال سیاهچالهها متصور نیست، با اینحال نظریه کوانتوم به انرژی و اطلاعات مجال فرار از چنگال سیاهچاله را میدهد. به گفته وی تشریح کامل این فرایند نیازمند نظریهای خواهد بود که در آن گرانش و دیگر نیروهای بنیادین طبیعت با یکدیگر تلفیق شدهباشند. اما این هدفی است که بیش از یک قرن فیزیکدانان را فریب دادهاست و پاسخ حقیقی آن هنوز یک معما باقی ماندهاست. این مقاله با عنوان “بقای اطلاعات و پیشبینی آبوهوا در سیاهچالهها” در سرور arXiv منتشر شده و بر اساس سخنرانی وی در نشست موسسه کویل در کالیفرنیا نوشته شدهاست.
سیاهچاله
مقاله جدید هاوکینگ تلاشی جدید برای حل معمایی مشهور به پارادوکس اطلاعات سیاهچاله است، معمایی که پس از کشفش توسط فیزیکدانی به نام جوزف پولشینسکی، بیش از دو سال است فیزیکدانان را دچار سردرگمی کردهاست. براساس این معما در یک آزمایش فرضی فیزیکدانان این پرسش را مطرح کردند که بر سر فضانورد بدشانسی که به درون یک سیاهچاله سقوط کند چه خواهد آمد؟
افق رویداد نتیجه ساده ریاضیاتی نظریه نسبیت عام اینشتین است. فیزیکدانان براساس این پدیده سرنوشت فضانورد را اینگونه متصور شدند: فضانورد از میان افق رویداد خواهد گذشت بدون اینکه از سرنوشت شومش آگاه باشد و در نهایت مانند یک رشته اسپاگتی در طول مسیر کشیده خواهد شد و به تدریج در میان هسته فرضی و متراکم سیاهچاله تجزیه خواهد شد. اما فیزیکدانان با بررسی دقیقتر این وضعیت به این نتیجه رسیدند که مکانیک کوانتوم که ذرات را در مقیاسهای بسیار کوچک تحت سلطه خود دارد، موقعیت را به کلی تغییر میدهد. به گفته فیزیکدانان براساس نظریه کوانتوم افق رویداد باید به منطقهای پرانرژی یا دیوار آتشینی تبدیل شود که فضانورد را در بدو ورود خواهد سوزاند.
این رویکرد جدید باوجود اینکه از قوانین کوانتوم پیروی میکند اما قانون نسبیت عام را به سخره میگیرد. براساس آن نظریه فردی که سقوط میکند باید قوانین فیزیک را مانند دیگر نقاط جهان در خود حفظ کند، حال چه محل سقوط یک سیاهچاله باشد چه فضای میانکهکشانی. براساس نظریه نسبیت عام افق رویداد باید منطقهای عادی و معمولی باشد.
استیون هاوکینگ در این مقاله با عنوان «بقای اطلاعات و پیشبینی آبوهوا در سیاهچالهها» افزود بجای افق رویداد، «افق آشکار» میتواند وجود داشته باشد؛ به این معنی که نور به لحاظ فنی میتواند از کشش عمیق گرانشی یک سیاهچاله فرار کند. به عبارت سادهتر، یک افق آشکار تنها به طور موقت نور را نگه داشته و در نهایت آن را در فضا آزاد میکند.
فراتر از افق
اکنون هاوکینگ گزینه سومی را روی میز گذاشته است. مکانیک کوانتوم و نسبیت عام دستنخورده باقی میمانند اما در عوض به سادگی میتوان سیاهچالهها را بدون افق رویداد در نظر گرفت. نکته کلیدی ادعای وی این است که اثر کوانتومی اطراف سیاهچاله به اندازهای فضا-زمان را دچار نوسان میکنند که مجالی برای وجود مرزی مشخص وجود نخواهد داشت.
در عوض هاوکینگ افق آشکار، سطحی که در آن پرتوهای نوری که در تلاشند از هسته سیاهچاله فاصله بگیرند در آن معلق میشوند، را مطرح کردهاست. در نسبیت عام برای داشتن سیاهچالهای بدون تغییر این دو افق شبیه به یکدیگر خواهندبود زیرا نوری که تلاش دارد از جاذبه سیاهچاله بگریزد تنها میتواند خود را تا مرز افق رویداد برساند و در آنجا باقی خواهد ماند، درست مانند دویدن روی تردمیل. با اینهمه این دو افق در اصل از یکدیگر مجزا میشوند زیرا درصورتی که سیاهچاله ماده بیشتری را فروببلعد، افق رویداد متورم شده و از افق آشکار بزرگتر خواهد شد. در حقیقت نظریه جدید هاوکینگ میگوید مرز حقیقی که سیاهچالهها را در برگرفته افق آشکار است نه افق رویداد و نبود افق رویداد به این معنی است که سیاهچالهای به مفهوم ساختارهایی که نور هرگز توان فرار از آنها را ندارد، وجود نخواهد داشت.
درصورتی که نظریه هاوکینگ درست باشد، در هسته سیاهچاله هیچ تکینگی وجود نخواهد داشت و در عوض ماده به صورت موقتی در پس افق آشکار نگه داشتهشده و به تدریج به سوی سیاهچاله خواهد رفت اما هرگز در میان هسته سیاهچاله خرد نخواهد شد. اطلاعات درباره این ماده هرگز از بین نخواهد رفت بلکه به شدت آشفته خواهد شد و زمانی که در قالب تشعشعات هاوکینگ بازتابیده میشود،شکلی کاملا متفاوت داشته و هیچ شباهتی به مادهای که توسط سیاهچاله بلعیده شده نخواهد داشت. درست مانند اینکه بخواهید کتابی که سوخته و خاکسترشده را از روی خاکسترهایش بازسازی کنید.
مطالعه بیشتر در : nature , universetoday
ستارهشناسان امریکایی از احتمال کشف اولین قمر فراخورشیدی در مدار یک سیاره آزاد در فاصله ۱۸۰۰ سال نوری با کره زمین خبر دادند. قمر فراخورشیدی (exomoon) قمر طبیعی محسوب میشود که در مدار یک سیاره فراخورشیدی یا یک جرم فراخورشیدی در حال چرخش است.
درحالیکه تعداد سیارات فراخورشیدی از مرز یک هزار عبور کرد، ستاره شناسان دانشگاه نوتردام در ایندیانا موفق به کشف احتمالی نخستین قمر فراخورشیدی در مدار یک سیاره شناور آزاد شدند. با استفاده از روش آنالیز چگونگی تأثیرات گرانش و میکرولنزیک گرانشی، یک جرم شبه سیاره بسیار کوچک در حال چرخش بدور یک جرم بزرگتر شناسایی شد.
براساس گزارشهای منتشر شده این قمر در حال چرخش در مدار یک سیاره فراخورشیدی است که نظر دانشمندان و اخترشناسان دانشگاه «نوتردام» در ایندیانا را بهخود جلب کرده است. دانشمندان معتقدند، این جرم شبهسیارهای و بسیار کوچک در حال چرخش به دور سیاره ای بزرگتر مشاهده شده که به عقیده ستارهشناسان نخستین قمر فراخورشیدی خواهد بود. طبق نظر دیگر محققان، جرم کیهانی بزرگتری که این قمر به دور آن در حال چرخش است، خواص یک ستاره را ندارد. از سوی دیگر این جرم به قدری کوچک است که فرضیه سیاره بودنش نیز منتفی میشود، بنابراین به احتمال زیاد این جرم کیهانی جایگاه نخستین قمر فراخورشیدی را به خود اختصاص خواهد داد.
این سیاره فراخورشیدی و قمر آن در فاصله یک هزار و ۸۰۰ سال نوری از زمین واقع شده است؛ جرم این سیاره چهار برابر مشتری است. البته اخترشناسان کاملا مطمئن نیستند که این دو جرم، یک سیاره فراخورشیدی و قمر آن باشد. بر اساس نظریه دیگر، این اجرام آسمانی در فاصله دورتر از یک هزار و ۸۰۰ سال نوری واقع شدهاند و این سیاره در حقیقت یک ستاره بسیار کوچک و قمر آن نیز یک سیاره در اندازه نپتون است؛ در غیر اینصورت، این سیاره فاقد ستاره میزبان بوده و بصورت آزاد در فضا شناور است. رصد لحظهبهلحظه این جرم کیهانی تازه کشف شده از سوی محققان مهمترین رویداد نجومی اخیربوده است.
Read More : newscientist
برای درک مباحث علمی، باید تصویری داشته باشید از اینکه علم چیست و دانشمندان چه می کنند. برخی مردم با لحنی تحقیر آمیز ادعا می کنند که تکامل یا فرگشت « فقط یک نظریه است » است، در گاهی اوقات هم به این بسنده نمی کنند و ادعا می کنند که فقط یک فرضیه می باشد! چنان که گویی عقیده ی موهومی است که می توان براساس سلیقه شخصی آن را پذیرفت یا نادیده گرفت! اما تا آنجا که با اندیشه علمی می توان دریافت، گفتن اینکه عقیده ای فقط یک نظریه است در حقیقت احترام گذاشتن فراوان به آن عقیده است! حال، سوال پیش می آید که نظریه علمی چیست و چطور می توان یک نظریه موفق را از یک فرضیه تشخیص داد؟ در این مقاله سعی شده است به این پرسشها پاسخی مناسب داده شود.
به گزارش بیگ بنگ، نظریه علمی عبارت است از مجموعه ای کوتاه و منسجمی از مفاهیم، دعوی ها، و قوانینی که غالبا به صورت فرمول های ریاضی بیان می شوند و می توان از آنها برای توضیح و پیش بینی دقیق و صحیح پدیده های طبیعی استفاده کرد.
اکنون نظریه فرگشت را ارزیابی می کنیم تا ببینیم که آیا « فقط یک نظریه است یا نه. نخست درباره این نظریه که چارلز داروین سنگ بنای آن را گذاشته و در اثر انتخاب طبیعی شرح داده شده به گزاره هایی نیاز داریم. اصول بنیادین این نظریه بدین قرارند:
نظریه تکامل یا فرگشت در اثر انتخاب طبیعی سرشار از اصطلاحات گمراه کننده است! اصطلاحات « انتخاب طبیعی» ، «سازش» و « بقای شایسته ترین» را چه کسی نشنیده است؟ ما در اینجا مجموعه اصطلاحات مربوط به فرگشت را تجزیه و تحلیل خواهیم کرد.
ستارهشناسان اوكرايني سیارک خطرناکی به اندازه 400 متر را کشف کردند که احتمال برخوردش با كره زمين در سال 2032 هست، در صورت برخورد انفجاري به قدرت 2500 بمب هستهاي به وجود می آید.
دانشمندان و محققان رصدخانه اختر فيزيك كريمه در باخچي سرايي اوكراين اعلام داشتند، این سیارک «2013 TV 135» نام دارد که در 16 سپتامبر 2013 (۳۱ شهریور) از فاصله 6.7 میلیون کیلومتری زمین عبور کرده و در عبور بعدی در تاریخ 26 آگوست 2032 احتمالا به زمین برخورد خواهد کرد. محققان قدرت تخريب اين سيارك مرگبار را 100 هزار مايل مربع برابر با 259 هزار كيلومتر مربع برآورد كردند كه چنين قدرتي ميتواند بخش عظيمي از كره زمين را نابود كند. البته اين دانشمندان با اجراي محاسبات دقيق احتمال برخورد سيارك «2013 TV 135» را يك در 63000 تخمين زدهاند. رصدخانه اختر فيزيك كريمه اوكراين و جامعه بينالمللي پيش از اين نيز از احتمال وقوع برخوردي وحشتناك با كره زمين خبر داده بودند. با اين حال هنوز 99.998 درصد احتمال زندگي در زمين وجود خواهد داشت.
این دیاگرام نشان می دهد که مدار سیارک 2013 TV135 (به رنگ آبی)، فقط یک در 63000 شانس برخورد به زمین را دارد.
دانشمندان ناسا نيز با توجه به اين خطر بزرگ، احتمال برخورد را يك از 10 در مقياس تورنيو محاسبه كردهاند. پس از ستارهشناسان اوكرايني، دانشمندان نجوم رصدخانههاي اسپانيا، ايتاليا و روسيه نيز صحت اين خبر را تاييد كردهاند. دانشمندان در سال 2024 ميلادي، با نزديك شدن اين سيارك به زمين، زمان دقيق برخورد احتمالي و شدت فاجعه حاصل از آن را پيشبيني خواهند كرد.
یادآوری می شود در ناسا بخشی برای بررسی اجرام نزدیک به زمین و ریسک برخورد آنها وجود دارد که هر ساله تعداد زیادی از این اجرام به لیست اضافه می شوند. آپوفیس نام خطرناکترین این اجرام است که سیارکی به قطر حدود 325 متر که در سالهای 2029 و 2036 خطر جدی برای برخورد با زمین می باشد.
تیمی از ستارهشناسان با همکاری یک دانشمند ایرانی موفق به کشف دورترین کهکشان جهان در فاصله 30 میلیارد سال نوری با زمین شدند. برای اینکه نور این کهکشان به ما برسد 13.1 میلیارد سال در سفر بوده است و به دانشمندان کمک می کند دوره ای که بلافاصله پس از بیگ بنگ شکل گرفت را درک کنند. این کهکشان دور با استفاده از تلسکوپ فضایی هابل کشف شده است و فاصله آن توسط رصدخانه زمینی کک در هاوایی تأیید شده است.
این تصویری است که تلسکوپ فضایی هابل از دور ترین کهکشان جهان ( z8_GND_5296 ) گرفته است. ستاره شناسان معتقدندکه یکی از اولین کهکشانها، پس از بیگ بنگ را مشاهده می کنند.
دیدن سیاهچالهها غیرممکن است اما اخترشناسان اطمینان دارند که آْنها وجود دارند، و اکنون دانشمندان نیز با دیدن خصوصیات سیاهچالهای برروی زمین،در واقع در اعماق اقیانوس اطلس به وجود آنها مطمئنتر شدهاند.
به گزارش همشهری آنلاین، سیاهچاله شکافی در تاروپود فضا-زمان است که همهچیز را به سوی خود میکشاند، به شکلی که هیچ چیز توان فرار از چنگال آن را ندارد و اکنون دانشمندان نشانههایی از حضور آنها را در جنوبیترین بخشهای اقیانوس اطلس به دست آوردهاند.
به گفته دانشمندان دانشگاههای زوریخ و میامی، برخی از بزرگترین گردابهای اقیانوسی در این منطقه از نظر محاسبات ریاضی با سیاهچالههای فضایی برابر هستند. این به آن معنی است که این گردابها همان کاری را با آب میکنند که سیاهچالهها با نور. گردابهای اقیانوسی به اندازهای توسط چرخههای آب احاطه شدهاند که اگر چیزی درون آنها به دام بیافتد، فروکشیده خواهد شد. تعداد این سیاهچالههای اقیانوسی در بخشهای جنوبی اقیانوس اطلس رو به افزایش گذاشته و این امر میزان انتقال آبهای گرم و شور به سوی شمال را افزایش دادهاست.
دانشمندان براین باورند این گردابهای اقیانوسی میتوانند موجب تلطیف اثر منفی ذوب شدن یخهای قطبی در آبو هوایی شود که رو به گرم شدن گذاشتهاست. اما تاکنون امکان بررسی کمیت این اثر برای دانشمندان به وجود نیامدهبود، زیرا حجم بالای آب در این گردابها حد و مرز آنها را نامشخص ساخته است. اما اکنون دانشمندان دانشگاههای میامی و زوریخ میگویند این معما را حل کردهاند. این دانشمندان با استفاده از مدلهای ریاضی، این گردابها را از میان تصاویر ماهوارهای جدا کردهاند. محققان با ردیابی حاشیههای چرخان این گردابها موفق به جداسازی آنها از حجم آب اقیانوس شدند.
تحقیقات بیشتر موجب شگفتی دانشمندان شد زیرا آنها دریافتند این گردابها خصوصیات مشترک زیادی با سیاهچالههای فضایی دارند،دست کم از نظر ریاضی. برای مثال در فاصله بحرانی پرتو نور دیگر در درون سیاهچاله مسیر مارپیچی را طی نمیکند و تنها خمیده شده و به سوی موقعیت ابتداییاش باز میگردد و مداری دایرهشکل را ایجاد میکند. سطح حائلی که توسط مدارهای بسته نوری ایجاد میشوند در نظریه نسبیت انیشتین به کره فوتونی شهرت دارند.
محققان در اطراف گردابهای اقیانوسی نیز حائلهای مشابهی را ردیابی کردند. در این حائلها ذرات مایع در حلقههایی بسته حرکت میکنند، مشابه با مسیر نور در کره فوتونی. در عین حال هیچ جسم و پدیدهای نمیتواند از نیروی کشش این گرداب جان به در ببرد، حتی آب، درست مانند رفتاری که سیاهچالهها با ماده اطراف خود دارند.
Read More : http://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-2430041/Scientists-black-holes-EARTH
حیات چگونه آغاز شد؟ آیا در جهان هستی تنها هستیم؟ آیا اولین نسلی هستیم که بجای پرسش های فلسفی، این پرسش های علمی را مطرح می کنیم؟ این پرسش که حیات چگونه بر روی زمین آغاز شد یکی از پرسش های بزرگ و حل نشده ای است که بشریت تاکنون قادر به پاسخ به آن نبوده است. زیست شناسی در توصیف چگونگی عملکرد موجودات زنده بسیار خوب عمل کرده اما در پاسخ به این پرسش که حیات چگونه از دنیایی غیر آلی و غیر زنده نشأت گرفته بخوبی عمل نکرده است.
بیگ بنگ: آیا نظریه ی معروفِ «بیگ بنگ» به بازبینی نیاز دارد؟ گروهی از فیزیکدانانِ نظری فرض می کنند که کیهان پس از سقوط یک ستاره ی چهار بُعدی در سیاه چاله و خارج شدنِ بقایای آن متولد شده است. قبل از پرداختن به یافته های آنها، بهتر است بگوییم که هیچ کس هیچ چیزی را با اطمینان نمی داند. به طور آشکار انسان ها در زمان آغاز کیهان وجود نداشتند. نظریه ی استاندارد این است که جهان از یک نقطه ی بی نهایت چگال یا تکینگی رشد کرده، اما چه کسی می داند که قبل از آن چه چیزی وجود داشته؟
عکسی هنری از افق رویداد یک سیاه چاله/کپی رایت: Victor de Schwanberg
به گزارش بیگ بنگ، نیایش افشوردی، اختر فیزیکدان ایرانی در موسسه ی فیزیک نجومی در کانادا که یکی از نویسندگان این مطالعه است گفت: محدودیت های نظریه ی بیگ بنگ کدام است؟ تکینگی یکی از آنها است. همچنین، نمی توان به راحتی پیش بینی کرد که چرا بیگ بنگ کیهانی را تولید کرده که دمای تقریبأ یکنواختی دارد، زیرا سنِ جهان (حدود 13.8 میلیارد سال) به اندازه ی نیست – تاجاییکه می توان گفت – که به تعادل دما دست یابد. هدف دانشمندان این است: مدلی که ایجاد کرده اند کیهان سه بُعدی را نشان می دهد که بصورت یک غشاء در «کیهانی حجیم» و چهار بُعدی شناور است.
بنابراین، اگر این کیهان حجیم ستارگانی جهاربعدی داشته باشد، این ستارگان می تواند همان چرخه ی زندگی ستارگان سه بعدی که با آن آشنایی داریم را داشته باشند. حجیم ترینِ آنها بصورت ابرنواخترها منفجر می شوند، پوست می اندازند و درونی ترین بخش هایشان بصورت یک سیاه چاله فرو می پاشد. «افق رویدادِ» سیاه چاله ی چهاربعدی درست مثل سیاه چاله ی سه بعدی که با آن آشنایی داریم خواهد بود. افقِ رویداد مرز بین درون و بیرونِ سیاه چاله است.
جدول زمانی جهان در مدت 13.8 میلیارد سال ، از بیگ بنگ، دوران تاریک کیهانی، تشکیل نخستین ستارگان، و گسترش و انبساط کیهان تا دوران کنونی. / کپی رایت: تیم دانش NASA/WMAP
نظریه های زیادی در مورد اینکه درون سیاه چاله چه خبر است وجود دارد، اگرچه تاکنون چیزی مشاهده نشده است. درحالیکه این مدل توضیح می دهد چرا کیهان دارای دمای تقریبأ یکنواختی است (کیهان چهاربعدیِ ماقبلِ آن به مدت بسیار طولانی تری وجود داشته) تلسکوپ آژانس فضایی اروپا به نام پلانک اخیرأ اختلافات دمایی اندکی را در تابش پس زمینه ی مایکروویوکیهانی ترسیم کرده است که معتقدند بقایای آغازِ کیهان باشد. (در اینجا مطالب بیشتری را در مورد CMB بخوانید).
این مدل جدید حدود 4 درصد با خوانشِ تابش پس زمینه ی مایکروو کیهانی ( CMB ) متفاوت است، بنابراین محققان قصد دارند این مدل را تصحیح کنند. آنها هنوز احساس می کنند که این مدل ارزشمند است. پلانک نشان می دهد که تورم در حال وقوع است، اما علت آن را نشان نمی دهد. محققان بیان کردند: «این مطالعه به ما کمک می کند نشان دهیم تورم چگونه با حرکت کیهان در واقعیتی با ابعادِ بیشتر، آغاز می شود.»
جزئیات این مقاله در nature منتشر شده است.
http://www.nature.com/news/did-a-hyper-black-hole-spawn-the-universe-1.13743
فیزیکدان مشهور بریتانیایی برایان کاکس در جشنواره علم بریتانیا گفت: سفر در زمان ممکن است چندان هم یک نظریه علمی تخیلی نباشد و ساخت یک ماشین زمان امکان پذیر است.
به گزارش مهر، برایان کاکس فیزیکدان ذرات که در حال حاضر روی آزمایش اطلس برخورد دهنده بزرگ هادرون در سرن کار می کند با اشاره به این که سفر به زمان فقط در رابطه با آینده عملی می شود توضیح داد که وقتی که این سفر صورت بگیرد بازگشت از آینده غیر ممکن است. پرفسور کاکس قرار است هفته آینده به مناسبت پنجاهمین سالگرد پخش برنامه علمی تخیلی ” Doctor Who” در لندن سخنرانی درباره نظریه سفر در زمان داشته باشد. وی در سخنرانی که در جریان جشنواره علم بریتانیا در بیرمنگهام داشت اظهار داشت تاکنون سفر در زمان در مقیاس بسیار کوچک انجام شده است.
وی افزود که اگر این فناوری برای شتاب بخشیدن به اجسام بزرگ نیز توسعه می یافت، سفر انسان به آینده امکان پذیر بود، اما درحال حاضر این فناوری وجود ندارد و هرگز نیز برای سفر به گذشته وجود نخواهد داشت. شاید بتوان به آینده سفر کرد و در آینده در آزادی کامل حرکت داشت. اگر سریع بروید، ساعت شما نسبت به افرادی که ساکن هستند کند می شود. درحالی که به سرعت نور نزدیک می شوید ساعت شما به قدری آرام می شود که می توانید به ۱۰ هزار سال در آینده بروید.
این نظریه براساس نظریه ” نسبیت خاص” انیشتین است که اظهار می دارد برای سفر به جلو در زمان، یک شی باید به سرعتی نزدیک به سرعت نور برسد. درحالی که این شی ء به چنین سرعتی نزدیک می شود، زمان تنها برای این شی خاص کند می شود.برای مثال، افرادی که برفراز اقیانوس اطلس سفر می کنند گذر زمان را کندتر از افرادی که روی زمین هستند حس می کنند. کاکس ادامه داد: در نظریه نسبیت عام ، می توان این کار را به طور کلی انجام داد. انجام چنین کاری به ساخت کرمچاله* بستگی دارد، کرمچاله ها میانبرهایی بین فضا و زمان هستند اما اکثر فیزیکدانها نسبت به کارکرد آن تردید دارند.
*کرمچاله (Wormhole) در فیزیک یک پل میانبر فرضی در فضا و زمان است. کرمچالهها ساختارهای فضازمانی پل مانندی هستند که دو گستره جدا از یک فضا-زمان یا دو فضا-زمان جدا از هم را به یکدیگر پیوند می دهند. کرمچالهها مسافت و زمان برای رسیدن از یک نقطه به نقطه دیگر را کوتاه و آسان می کنند.
Read More : http://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-2420239/Time-travel-IS-possible
دانشمندان ژاپنی با استفاده از تلسکوپ «سوبارو» موفق به کشف یک سیاره خارج از منظومه شمسی شده اند که احتمالا دارای اتمسفری غنی از آب است و در فاصله ی ۴۰ سال نوری از زمین واقع شده است.
به گزارش مهر، سیاره Gliese 1214b” در سال ۲۰۰۹ به عنوان یک ابر زمین کشف شد، این سیاره علاوه بر این که بزرگ تر از زمین است، یک غول گازی نیز محسوب می شود. در این مورد این سیاره ۲٫۷ برابر زمین است. غولهای گازی (و یا سیارات مشتریسان) سیارات بزرگ و گازی هستند که عمدتا از سنگ و یا مواد جامد دیگر تشکیل نشده اند. ابر زمین به سیاراتی گفته می شوند که بزرگتر از زمین هستند جرم یک ابر زمین که معمولا سیاره های خارج از منظومه شمسی از بالاتر از زمین اما پایین تر از غولهای گازی منظومه شمسی یعنی اورانوس و نپتون هستند. این دو غول گازی منظومه ما به ترتیب ۱۴ و ۱۷ برابر جرم زمین هستند.
یک فضاپیمای روباتیک که وظیفه بررسی گرد و غبار سطح ماه و اتمسفر نازک آن را به عهده دارد، قرار است روز جمعه این هفته از پایگاه ویرجینیا به فضا پرتاب شود.
به گزارش ایرنا از پایگاه خبری اسپیس، کاوشگر اتمسفر ماه و گرد و غبار سطح آن که به اختصار ( LADEE) نام دارد، سفر خود را در روز جمعه ۱۵ شهریور (۶ سپتامبر) و در ساعت یازده و بیست و هفت دقیقه بعد از ظهر به وقت محلی ( سه و بیست و هفت دقیقه ۷ سپتامبر به وقت گرینویچ) آغاز خواهد کرد.

به گزارش ناسا در صورت مناسب بودن شرایط جوی، ساکنین سواحل شرقی آمریکا می توانند لحظه پرتاب را مشاهده نمایند.(LADEE) ماموریت دارد اتمسفر ماه را برای پیدا کردن گرد و غباری که سبب به وجود آمدن درخششی آشکار در افق ماه پیش از طلوع آفتاب است و پیش از این توسط فضانوزان آپولو رصد شده، کاوش نماید. دانشمندان معتقدند این درخشش مرموز توسط گرد و غبار بالای سطح ماه به وجود می آید.کاوشگر (LADEEٍ) همچنین از ابزار دقیق خود برای بررسی جو نازک ماه که به آن محدوده خارجی جو گفته می شود، استفاده خواهد کرد.
سارا نوبل یکی از دانشمندان این برنامه گفت: بسیاری از اقمار، سیاره ها و برخی از سیارک های بزرگ، این نوع جو را دارند و می توان آن را شایع ترین نوع جو در منظومه شمسی نامید. بنابراین بررسی اتمسفر ماه می تواند به دانشمندان در درک بیشتر ماهیت اتمسفر بسیاری از اجرام منظومه شمسی، از جمله عطارد که نزدیک ترین سیاره به خورشید است، کمک نماید. گفتنی است این کاوشگر سی روز پس از پرتاب، به مدار نهایی خود به دور ماه خواهد رسید و سوخت مورد نیاز (LADEE) به منظور کاوش ۱۰۰ روزه برنامه ریزی شده است.
دانشمندان علوم فضایی تا کنون به اطلاعات زیادی در مورد سطح داخلی ماه دست یافته اند و اکنون با پرتاب این کاوشگر به مدار ماه، به اطلاعاتی در مورد اتمسفر ماه که مرموزتر و هیجان انگیز تر از سطح داخلی است، دست خواهند یافت.
Read More : http://www.space.com/22621-nasa-moon-probe-launches-friday.html
به تازگی آزمونِ جدیدی در دست انجام است که با دقتی بیسابقه، مواردِ نقضِ نسبیت را جستوجو میکند. این آزمون میتواند راههای نوینی برای بررسیِ پدیدههایی که فراتر از نظریههای استانداردِ فیزیک رخ میدهند، به دست دهد. در این آزمون با به کارگیریِ بینابسنجیِ دیسپروزیمِ اتمی در بسامدهای رادیویی میتوان حدهای دقیقتری برروی میزانِ نقضِ تقارنِ لورنتس و اصلِ همارزیِ اینشتین گذاشت.
بسیاری از نظریههایی که از مدلِ استانداردِ فیزیکِ ذراتِ بنیادی فراتر میروند، همچون نظریههای ریسمان، نقضِ نسبیت را پیشبینی میکنند. بنابر گزارشی که در Physical Review Letters به چاپ رسیده، گروهی از دانشمندان با بهکارگیریِ ترفندی تازه و بسیار دقیق در بررسیِ عنصرِ دیسپروزیم، در جستوجوی دو گونهی متفاوت از نقضِ نسبیت هستند. در واقع این گروه در جستوجوی دگرگونیهای طولانیمدت در انرژیِ مربوط به یک گذارِ اتمیِ ویژه بودند، اما هیچ نشانهای از این دگرگونیها نیافتند. با این حال اعضای این گروه افزودهاند که در حالِ انجامِ بهسازیهایی بر روی آزمایشِ خود هستند که در پایان، اندازهگیریها را ۱۰۰۰بار دقیقتر از اندازهگیریهای امروزی خواهد کرد. این افزایشِ دقت میتواند راهی به سوی کاوشِ نشانههایی از فیزیکِ ورای مدلِ استاندارد بگشاید.
انجامِ آزمونی بسیار حساس برای یافتنِ مواردِ نقضِ نظریهی نسبیت نیازمندِ به کارگیریِ عنصرِ دیسپروزیم، یعنی یکی از عناصرِ بسیار کمیاب برروی کرهی زمین است.
بیگ بنگ: علی رغم کشف بوزون هیگز در ۱۴تیر ۱۳۹۱ (۴ جولای ۲۰۱۲) در برخورد دهنده بزرگ هادرون در ژنو، پرسش های متحیر کننده در مورد ماهیت جهان بدون پاسخ باقی می ماند. مثلأ، خواص اساسی نوترینوها هنوز بصورت یک راز باقی مانده است. و ماده ی تاریک و انرژی تاریک که با یکدیگر ۹۵ درصد از جهان را تشکیل می دهند امروزه هنوز معماهایی حیرت آور هستند.
به گزارش بیگ بنگ، ذره ی هیگز شبیه هیچ ذره ای که تا بحال با آن مواجه شده ایم نیست.چرا این ذره متفاوت است؟ آیا ذرات بیشتری نیز وجود دارد؟ نوترینوها ذراتی بسیار روشن و گریزان (دست نیافتنی) هستند که ضمن حرکت، ماهیتشان تغییر می کند. چگونه آنها را با درکمان از طبیعت انطباق دهیم؟ آیا ابعاد پنهان جدیدی از فضا و زمان وجود دارد؟ ذرات شناخته شده یک ششم از کل ماده در جهان را تشکیل می دهند. مابقی را ماده ی تاریک می نامیم. اما این ماده چیست؟ آیا می توانیم این ذرات را در آزمایشگاه شناسایی کنیم؟ آیا ذرات ناشناخته ی دیگری در طبیعت وجود دارد؟ چهار نیروی شناخته شده در طبیعت وجود دارد. آیا این نیروها جنبه هایی از یک نیروی یکپارچه هستند؟ آیا نیروهای غیر قابل پیشبینی جدیدی نیز وجود دارد؟ هم ماده و هم پادماده در بیگ بنگ به وجود آمدند، اما امروزه جهانمان فقط از ماده تشکیل شده است. چرا؟ چرا انبساط جهان به سرعت پیش می رود؟
دانشمندان در ۶ الی ۱۵ مرداد ۱۳۹۲ (۲۸ جولای الی ۶ آگوست ۲۰۱۳) در دانشگاه مینه سوتا در حین مطالعه ی تابستانی انجمن اسنومس ۲۰۱۳ ( Snowmass 2013) که دستاوردی در میان یک سری از ملاقات های سال گذشته بود، در مورد آن پرسش ها و همچنین پرسش های دیگر بحث کردند. آنها با شناسایی جالب ترین و پویاترین پرسش ها در مورد فیزیک ذرات و با ارائه ی چشم اندازی در مورد کار تحقیقاتی لازم برای پاسخ به آنها، کارشان را به اتمام رساندند. مطالعه ی تابستانی که پاییز امسال منتشر می شود، اهمیت علمی هر پرسش و ابزارات علمی لازم برای جستجوی آنها را با جزئیات توضیح می دهد. جاناتان روزنر ( Jonathan Rosner)، رئیس انجمن فیزیک آمریکا، بخش ذرات و رشته ها بیان کرد: «در رشته ی فیزیک ذرات، انرژی و ایده های زیادی وجود دارد. در طول ۱۲ ماه، بوزون هیگز را کشف کردیم و به اکتشافات جدیدی در مورد رفتار نوترینوها دست یافتیم. واضح است که چیزهای بیشتری برای اکتشاف وجود دارد. کمتر از ۵ درصد از ماده و انرژی در جهان را درک می کنیم. چه آزمایشاتی می توانند به توسعه ی دانشمان در بیست سال آینده کمک کنند؟»به طور قابل توجهی، گزارش نهایی سامر استادی ( Summer Study )، ایده های نسل بعدی دانشمندانی را بازتاب می دهد که در خدمت فیزیک ذره ای هستند. این گزارش شامل نتایج بررسی دانشجویان فارغ التحصیل، محققان فوق دکتری و دانشمندان جوان در این رشته خواهد بود.
ابرهای آبی رنگ شبح مانند در مرکز خوشه ی کهکشانی آبل ۱۶۸۹ در عکس فوق نشان می دهد که دانشمندان تصور می کنند ماده ی تاریک در کجا قرار دارد. آبل ۱۶۸۹ منزلگاه ۱۰۰۰ کهکشان و تریلیون ها ستاره است. هم کهکشان های قابل مشاهده و هم ماده ی تاریک به کشش گرانشی در یک خوشه اضافه می شوند. این نیروهای کششی مثل یک لنز عمل می کنند و وقتی نور از خوشه ای مثل آبل ۱۶۸۹ عبور می کند، خم می شود (می شکند). (فکر کنید نور وقتی از لیوانی خالی یا استخر آب عبور می کند دچار چه تغییراتی می شود.)
منبع: http://www.dailygalaxy.com/my_weblog/2013/08/beyond-the-higgs-boson
بیگ بنگ: نقشه ی سه بعدی جدید، ساختارهای با مقیاس بزرگ در جهان را در ۹ میلیارد سال پیش نشان می دهد، بخاطر دارم وقتی که فیلم ایمکس سه بعدی هابل را در سال ۲۰۱۰ تماشا کردم و زمانی که دوربین ستاره ها و کهکشانهای دور دست را بزرگنمایی میکرد تا خوشه ها و سوپر خوشه های کهکشان ها را مثل یک تار که ساختار بزرگ مقیاس جهان را تشکیل می داد نشان دهد، نفسم در سینه حبس می شد. در تصویر سه بعدی، ساختار بیشتر شبیه مارپیچ یا رشته ی بلند DNA است.
این تصویر نقشه سه بعدی پروژه FastSound است که ساختار منطقه ای در جهان را در مقیاس بزرگ نشان می دهد، این نقشه ۴٫۷ میلیارد سال پس از بیگ بنگ را نشان می دهد، پوشش این منطقه ۲٫۵ برابر ۳ درجه از آسمان ، با فاصله شعاعی و سرعتی برابر ۱۲ الی۱۴٫۵ میلیارد سال نوری در مقیاس مسافت «comoving» و در حال حرکت سرعتی برابر ۸الی ۹٫۶ میلیارد سال نوری مسافت حرکت نور نشان می دهد.
کیهانشناسان با مشاهدهی سرخگرایی گسیلی کهکشانها، چنین نتیجه گرفتند که فضازمان در حالِ انبساط بوده و به همین دلیل کهکشانهایی که در دلِ فضازمان جای گرفتهاند نیز در حالِ دورشدن از یکدیگر هستند. همچنین میزانِ این سرخگرایی برای کهکشانهای دورتر، بیشتر است. کیهانشناسان از این مشاهده نیز چنین برداشت کردند که انبساطِ کیهان به صورت شتابدار است. اما یک کیهانشناس به تازگی چنین پیشنهاد کرده که شاید جرمِ متغیرِ ذرات بتواند سرخگراییِ دیدهشده در کهکشانهای دوردست را توضیح داده و روشن کند که چرا چنین به نظر میرسد که کهکشانهای دوردست به صورتِ شتابدار از ما دور میشوند.
کیهان با انفجاری زاییده شد و تاکنون در حالِ انبساط بوده است. این نمایی رایج است که برای نزدیک به یک قرن، تصویری از کیهانِ پیرامون ما ارائه کرده است. اما یکی از کیهانشناسان به تازگی تفسیری اساساً متفاوت از رویدادهای پیرامونِ ما معرفی کرده که در آن، کیهان به هیچ روی در حالِ انبساط نبوده و نیست.
کریستوف وِتریچ (Christof Wetterich) فیزیکدانی نظری از دانشگاهِ هیدلبرگ در آلمان، در مقالهای که در سروِرِ پیشازچاپِ arXiv منتشر کرده، کیهانشناختیِ متفاوتی را ابداع کرده که در آن، کیهان در حالِ انبساط نیست، اما جرمِ همهچیز پیوسته در حالِ افزایش است. چنین تفسیری میتواند فیزیکدانان را در درکِ بهترِ مطالبِ سخت همچون تکینگیِ شناختهشدهی بیگ بنگ، یاری کند.
اگرچه هنوز زمان لازم است تا این مقاله به دقت بازبینی شود، اما هیچیک از فیزیکدانانِ متخصص در این زمینه که با مجلهی Nature در تماس بودهاند اشتباهِ آشکاری در این ایده ندیده و آن را رد نکردهاند، حتی برخی پیگیریِ این ایده را کاری ارزشمند توصیف کردند. هانگشِنگ زائو (Hongsheng Zhao) کیهانشناسی از دانشگاهِ سنت اندروزِ انگلستان میگوید: «پژوهش و کاوش دربارهی این تفسیرِ جایگزین، کاری جذاب است. رویکردِ موشکافانهی شخصی که این ایده را پرورده برای سرگرمکردنِ یک فیزیکدان، کافی به نظر میرسد».
مدلِ رایج در کیهانشناختیِ امروز آن است که بیشترِ کهکشانها در حالِ دورشدن از یکدیگرند، چون خودِ فضازمان همچون سطحِ یک بالون در حالِ متورمشدن است. این دیدگاه میتواند توضیح دهد که چرا از دیدِ ناظرانِ قرارگرفته در کهکشانِ ما چنین به نظر میرسد که همهی کهکشانها جذبی خود دچارِ سرخگرایی شدهاند. اما یک کیهانشناس به تازگی تفسیری متفاوت از سرخگرایی ارایه کرده است.
صدای سوت حاکی از حیرت زیاد و تحسین زیاد به گوش می رسد. اتاق فرمان ناسا غرق در شادی، بله کنجکاوی موفق شد و روی خاک سیاره سرخ گام نهاد و اولین تصویر را مخابره کرد. تقریبا یک سال از آن پرواز و فرود دلهره آور در ۶ آگوست ۲۰۱۲ روی مریخ می گذرد. مریخ نورد کنجکاوی به یکمین سالگرد فرودش در مریخ رسیده است.
در این نما، کنجکاوی که با افساری به پایۀ فرود فضاپیما وصل است، در حال لمس سطح مریخ دیده می شود.
احتمالاً تاکنون چیزهایی درباره جهان های موازی شنیده اید. بر اساس نظریات مطرح در کیهان شناسی، این جهان ها در واقع حوزه های فضا-زمانی مستقلی از جهان ما هستند. این حوزه های فضا-زمانی مستقل در ابعادی فراتر از چهار بُعد فضا-زمانی جهان ما در پهنه بیکران کائنات شناورند.
شاید تصور کنید که همه این جهان ها از جهان ما بسیار دور هستند و در فواصل فراکیهانی نسبت به جهان ما قرار گرفته اند اما لزوماً چنین نیست. هرچند شاید باور نکنید ولی در واقع برخی از این جهان های موازی ممکن است حتی از فاصلهای که شما هماکنون از صفحه مانیتور خود دارید هم به شما نزدیکتر باشند! اما ببینیم چگونه؟
راز این معمای شگفت انگیز به حدود دو دهه قبل باز میگردد. در سال ۱۹۹۵ میلادی، دو فیزیکدان به نامهای ادوارد ویتِن (۱) از موسسه مطالعات پیشرفته پرینستون آمریکا و پائول تاونسند (۲) از دانشگاه کمبریج انگلستان، نسخههای مختلف نظریه مشهور اَبَرریسمان را در فیزیک تعمیم داده و با این کار، نظریه جدیدی به نام “نظریه M” را ارائه دادند (M حرف اول واژه “مادر” یا “اسرارآمیز” به زبان انگلیسی است).
بر مبنای نظریه M، کل هستی، یازده بعدی است که ده بعد آن، ابعاد مکانی و یک بعد آن، بعد زمان است (۳). این هستی یازده بعدی مجموعاً حوزه نامتناهی و اسرارآمیزی به نام ابرجهان را تشکیل میدهد. براساس نظریه M، جهان ما در واقع یک حباب – یا بهتر بگوییم، یک ابرحباب – چهار بعدی شناور در ابرجهان است. اما برمبنای نظریه M علاوه بر ابرحباب جهان ما، اَبَرحباب ها یا جهانهای بیشمار دیگری نیز در گستره ابعاد بالاتر اَبَرجهان شناورند ولی ازآنجائیکه این جهانها در خارج از ابعاد جهان ما واقعند متوجه حضور آنها نمیشویم.
برای درک بهتر این موضوع و با توجه به آنکه ذهن بشر نمیتواند بیش از سه بعد مکانی را تجسم کند، مسأله را به یک بعد کمتر تقلیل میدهیم تا قابل تجسم باشد. فرض کنید جهان ما بجای سه بعدی، دو بعدی بود (مثلاً مثل سطح یک کُره). در این صورت ما انسان ها نیز موجوداتی دو بعدی بودیم که در این جهان یعنی روی سطح این کُره زندگی میکردیم. در این مثال، جهانهای دیگر همانند کُرههای دیگری هستند که در عرصه بیکران ابرجهان سه بعدی شناورند. آدمهای دو بعدی هیچ درک و تصوری از بعد سوم ندارند. به همین دلیل هم حتی اگر برخی از این کُرات – یا همان جهانهای دیگر – به کُره آنها بسیار نزدیک هم باشند، بازهم آنها متوجه حضورشان نخواهند شد. این آدمهای دو بعدی ممکن است با تلسکوپهایشان قادر باشند تا دوردستهای روی سطح کُره (جهان) خودشان را هم ببینند ولی از حضور کُرات دیگری که ممکن است حتی بغل گوششان باشند بیخبرند. به همین ترتیب ما هم هرچند با تلسکوپهای قدرتمند خود میتوانیم تا مرزهای افق کیهانی جهان خود را رصد کنیم اما از وجود جهانهای دیگری که ممکن است فقط یک قدم با ما فاصله داشته باشند بیخبریم.
بدین ترتیب برمبنای نظریه M در کیهان شناسی نوین، جهان ما با جهان های ناپیدای بیشماری احاطه شده است. این جهان های اسرارآمیز و ناپیدا در واقع ممکن است همان جهان هایی باشند که فلاسفه، حکما و روشن بینان عصر کهن از دیرباز با مضامینی نظیر جهان های غیبی، هفت آسمان و … به وجود آنها اشاره کرده بودند. برخی از این جهان ها ممکن است از جهان ما بسیار دور باشند و برخی دیگر ممکن است در همین یک قدمی جهان ما باشند.
اما آیا روزی سفر به این جهانهای موازی محقق خواهد شد؟ آیا میتوان پیامی را به این جهانها ارسال و یا از آنها دریافت کرد؟ آیا این جهان ها بر روی جهان ما تأثیر می گذارند و از جهان ما تأثیر می پذیرند؟ چند جهان دیگر غیر از جهان ما در پهنه کائنات وجود دارد؟ آیا در سایر جهان ها هم مثل جهان ما موجوداتی زندگی می کنند؟…
اینها برخی از سوالات شگفت انگیزی هستند که همچنان ذهن بشر را به چالش می کشند.
پی نوشت:
۱- Edward Witten
2- Paul Townsend
3- البته بر اساس برخی از نسخه های ارائه شده از این نظریه، حتی زمان هم بیش از یک بُعد دارد
دانشمند مشهور استیون هاوکینگ در صدد است کتاب جدیدش بنام “تاریخچه مختصر من” را که دیدگاه های جالبی را در خصوص زندگیاش مطرح میکند، منتشر کند.
این دانشمند که از بیماری نورون عصبی رنج می برد، این کتاب را به طور کامل به لطف توسعه فن آوری های جدیدش نوشته است. هاوکینگ یکی از معروف ترین دانشمندان در جهان است و یک نویسنده بسیار موفق است. کتاب تاریخچه مختصر زمان بیش از ۱۰ میلیون نسخه فروش رفته و به ۴۰ زبان ترجمه شده است.
استیون هاوکینگ این بار به جای نوشتن کتاب در مورد کیهان، در حال منتشر کردن کتابی در مورد زندگی اش می باشد.
ناشران کتاب “تاریخچه مختصر من” معتقدند این کتاب به عنوان شخصی ترین کتاب در مورد هاوکینگ میباشد و این موضوع را مطرح می کند که “تاریخچه مختصر زمان” چگونه نوشته شد و موضوعاتی در مورد: جزئیاتی مربوط به کودکی وی در لندن پس از جنگ، سالهای حضور در هاروارد و کمبریج، گسترش بیماریاش، ازدواجها، خانواده و احساسات فکریاش ارائه میدهد.
سخنگوی مطبوعاتی انتشارات بنتم گفت: پروفسور استیون هاوکینگ در حال کار با فن آوری اینتل برای افزایش ارتباطش میباشد. اگر چه کتاب “تاریخچه مختصر من” با استفاده از این فن آوری جدید نوشته شده ، اما این فناوری هنوز در حالت آزمایشی است. پروفسور هاوکینگ با استفاده از سیستم خود در طی سال های متمادی و به وسیله این فناوری کتاب “تاریخچه مختصر من” را نوشته است. هاوکینگ در طول جنگ جهانی دوم در آکسفورد به دنیا آمد، پدر و مادرش فرانک و ازابل هستند. او به مدت ۳۰ سال، استاد ریاضیات در دانشگاه کمبریج بوده ، و کتاب های پر فروشی در مورد کیهان شناسی نوشته است.
پزشکان تشخیص دادند که او در سن ۲۱ سالگی به بیماری نورون حرکتی ( ALS ) مبتلا شده است.در سال ۱۹۹۵ زمانی که هاوکینگ به پایان ازدواج خود با همسر اولش جین رسید با پرستار خود، الین میسون، ازدواج کرد. داستان بعدی سو استفاده میسون از هاوکینگ را نشان می دهد و …
این کتاب که با تصاویری از زندگی پروفسور هاوکینگ مزین شده در ۱۲ سپتامبر سال ۲۰۱۳ منتشر خواهد شد.
۵) عالم چند بعد دارد؟
از زمانی که اینشتین مفهوم فضا- زمان را مطرح کرد، همواره عالم را موجودی چهار بعدی تشریح کرده ایم، سه بعد فضایی و یک بعد زمان، اما پژوهش های بیشتر در حوزه نظریه ریسمان نشان می دهد که ممکن است عالم ۱۱ بعد داشته باشد.
۳) ماده چطور انباشته و به کهکشان ها تبدیل شد؟
درست پس از بیگ بنگ، عالم با توده گرم و درخشانی از گاز انباشته شده بود. پس از فقط چند صد میلیون سال، بخشی از این گازها کنار هم انباشته و به نخستین کهکشان ها تبدیل شد. اما این شکل گیری کهکشان ها چطور آغاز شد؟
دانشمندان از شناسایی منظومه ستاره ای با هفت سیاره خبر دادند که دارای سه ابرزمین میباشد و احتمال پشتیبانی از حیات را دارند.
پیش از این تصور می شد این ستاره که Gliese 667C نام دارد سه سیاره داشته باشد که یکی از آنها در فاصله ” منطقه قابل سکونت” قرار دارد. دما در این سیاره به گونه ای است که می تواند از وجود آب سطحی مایع حمایت کند. این سیاره و دو خواهر جدید کشف شده اش بزرگ تر از زمین اما کوچکتر از نپتون هستند.
ستاره شناسان سه سیاره با توان زیست پذیری به دور ستاره ی Gliese 667C یافته اند، ستاره ای به فاصله ی ۲۲ سال نوری از زمین در صورت فلکی عقرب که به گفته ی پژوهشگران، دستکم شش یا هفت سیاره به دورش در گردشند. Gliese 667C خود عضو یک سامانه ی سه ستاره ای است، بنابراین این سیاره ها می توانند سه ستاره را در آسمان روز خود ببینند.
تصویری هنری از چرخش ابر زمین Gliese 667Cb به دور ستاره Gliese 667C
۱)پیش از بیگ بنگ چه چیزی وجود داشت؟
پاسخ استاندارد اخترشناسان همیشه این بوده که این سوال بی معنی است، همانطور که معنایی ندارد بپرسیم در شمال قطب شمال چه چیزی وجود دارد. اما این رویکرد در حال تغییر است. اکنون نظریه های بسیاری مطرح می شوند که فرضشان نه تنها بر وجود زمانی پیش از بیگ بنگ بلکه بر وجود عالم های دیگر ( پیش از عالم ما ) استوار است.
آیا انسان واقعا پا روی ماه گذاشته است؟ این سوال و یک عالمه شک و تردید موضوعی است که نمیتواند بیپاسخ بماند، گفته میشود در ۲۱ جولای ۱۹۶۹ ساعت ۲:۵۶ بامداد صبح به وقت گرینویچ پای چپ یک فضانورد آمریکایی به نام نیل آرمسترانگ برای اولین بار در تاریخ بشریت سطح جسم سماوی دیگری غیراز زمین را لمس کرده است.
زمانی که به ادعای رسانهها بالغ بر ۶۰۰ میلیون نفر در سراسر دنیا به طور مستقیم قدم گذاشتن نیل آرمسترانگ را بر سطح ماه تماشا میکردند، عده ای نیز چشمهایشان را تنگ کرده و با بدبینی به آنچه پخش میشد به چشم یک نمایش تلویزیونی محصول هالیوود نگاه میکردند. آنها از خود میپرسیدند که چطور امکان دارد کشوری که تا همین هشت سال پیش به سختی میتوانست یک شامپانزده به فضا بفرستد امروز دو مرد بالغ را با آنهمه تجهیزات در حالی بر سطح ماه فرود آورده که یک فضانورد دیگر در مدار این قمر انتظار آنها را می کشد؟ پرسش مهم دیگر در این باره این بود که چه کسی و چگونه میتواند انجام این سفر فضایی را تأیید نماید؟ اما شاید مهمترین سوال آنها این بود که همه آن ۲۵ میلیارد دلار بودجه پروژه آپولوها چگونه و برای چه چیزی خرج شده است؟
دانشمندان یک شنل نامرئی زمانی ساختند که نور را خم می کند و حفره هایی در زمان ایجاد می کند که می تواند رویدادها را در یک جریان متوالی از نور پنهان کرد.
شنل زمانی که توسط محققان ارائه شده با دستکاری سرعت نور در فیبرهای نوری کار می کند به این معنا که هر تعاملی که در طول این حفره از زمان رخ می دهد قابل تشخیص نیست. به عبارت دیگر یک پرتو نور را می توان در مسیر خود دستکاری کرد. محققان نتایج تحقیقات خود را در مجله نیچر منتشر کرده اند.
تحقیقاتی که سال گذشته روی یک شنل زمانی انجام شده بود نشان می داد که این شنل تنها می تواند رویدادهای کوتاه واحد را در زمان پنهان کند. این تحقیقات با سایر شنلهای نامرئی متفاوت است، چرا که می تواند به جای اجسام سه بعدی رویدادهایی را در زمان پنهان کند؛ اما سایر تلاشها در این عرصه روی پنهان کردن اجسام متمرکز شده بودند.
پنهان سازی زمان توسط شنلی که نور را خم می کند و حفره هایی در زمان ایجاد می کند توسط دانشمندان انجام می شود. این دستگاه می تواند یک جریان پیوسته از وقایع را در ارتباط راه دور پنهان کند.
تیم این تحقیقات از دانشگاه پوردو از ایندیانا نشان داده است که می تواند رویدادهایی را در مسیر یک پرتو نور متوالی با ایجاد چند حفره در زمان پنهان کرد. محققان توانستند تقریبا نیمی از اطلاعاتی که در مسیر پرتو نور قرار داده شده بود را پنهان کنند. این فرآیند همانطور که به نظر می آید به معنای پنهان کردن یک شی و یا یک شی از نظر است. این امر تنها برای فرکانسهای نور و صدا قابل انجام است. برای مثال پنهان کردن هواپیماهای جنگی به منظور عدم تشخیص آن توسط رادارهای دشمن.
اندرو وینر یکی از نویسندگان این مقاله اظهار داشت: با استفاده از مولفه های تجاری ارتباطات راه دور که توسط سیگنالهای الکترونیک کنترل می شوند، توانستیم نور را به جلو حرکت دهیم. وقتی که یک نفر اطلاعات با سرعت بالا روی یک فیبر نوری در زیرساختهای کنونی ارسال می کند، در بسیاری از مواقع تنها صفر و یک ( رمز دو دوئی) است.
وی اضافه کرد: در این سیستم ما می توانیم صفرها و یک ها را پنهان کنیم. این شنل منطقه ای فراهم می کند که در آن تغییر نور قابل مشاهده نیست. جورج گبور کارشناس فیزیک نور در دانشگاه کارولینای شمالی که در بخشی از این تحقیقات بوده با اشاره به این که این نتایج پیشرفت بزرگی در زمینه شنل زمانی است گفت : این فناوری شنل زمانی نامگذاری شده ولی در حقیقت زمان را دستکاری نمی کند، بلکه نور را تغییر می دهد.
خیر گزاری مهر
تعداد کمی از مناظر نجومی مانند پرورشگاه ستارهای جبار میتواند تخیل ما را برانگیزد. گاز درخشان سحابی، ستارگان داغ و جوانی که در لبه ابر مولکولی عظیم میان ستاره ای احاطه کرده است. بسیاری از ساختارهای رشته ای که در این تصویر قابل مشاهده می باشد، در واقع امواج شوک هستند – جبهههایی که در آنجا موادی که با سرعت حرکت میکنند با گازهای در حال حرکت با سرعت کم هستند مواجه میشوند.
سحابی جبار حدود ۴۰ سال نوری گستردگی دارد و در فاصلهی ۱۵۰۰ سال نوری در همان بازوی مارپیچی کهکشانمان که خورشید هم قرار دارد، واقع شده است. سحابی بزرگ واقع در جبار، با چشم غیر مسلح درست در پایین و سمت چپ کمربند به راحتی قابل تشخیص از سه ستاره صورت فلکی مشهور جبار، دیده میشود. این تصویر سحابی جبار را در سه رنگ نشان میدهد که به طور خاص از هیدروژن، اکسیژن و گاز گوگرد ساطع شده اند. کل سحابی جبار، که شامل سحابی سراسب نیز میشود، در طول ۱۰۰ هزار سال آینده به آرامی پراکنده خواهد شد.
آیا ردهبندی کهکشانی مهم است؟ اجازه دهید سه مشاهدهی مهم را مرور کنیم:
۱) رنگ یک کهکشان به طور قوی به نوع ریختشناسی بستگی دارد.
۲) نوع طیفی جمعشده ناحیهی هستهای، به طور قوی به نوع ریختشناسی بستگی دارد.
۳) مؤلفههای کره وار کهکشانها از قانون r به توان منفی ۱/۴ و مؤلفههای قرص از قانون توزیع نمایی پیروی میکنند، صرف نظر از نوع ریختشناسی خاص.
دو نکته اول دلالت بر این دارند که در بین مرحلهی تحولی جمعیتهای ستارهای در بین تمام کهکشانها با یک نوع ریختشناسی معلوم همخوانی وجود دارد. به علاوه، یک تدریج با قاعده از شاخصهای جمعیت در امتداد رشته ریختشناسی موجود میباشد. نکته سوم نشان میدهد که ستارگان در نواحی قرص و در نواحی برآمدگی هستهای علیرغم اینکه کهکشانهای مادر ممکن است تاریخچههای متفاوتی را دنبال کنند، به حالت دینامیکی همخوانی میرسند. به بیان دیگر، اساساً دینامیک پایه کلیهی قرصها یکسان است و این نیز برای سیستمهای کرهوار برقرار میباشد، خواه آنها برآمدگیهای هستهای باشند یا کهکشانهای بیضیوار.



